تبلیغات
ورودشمارابه این سایت خوش آمد می گوئیم . آرمان ما برخورداری از ایرانی پیشرو ، مترقی و داناییمحور است و آرزوی ما رسیدن به قلههای سربلندی و افتخار برای تمامی ایرانیان در هر نقطه از جهان .
مهندسسیدمجتبیحسینیپارسا
smhparsa@yahoo.com
زندگی نامه دمینگ:
دمینگ مدیریت کیفیت و بهبود را در مسئولیت همه کارکنان می داند . مدیریت ارشد بایستی فلسفه جدیدکیفیت را پذیرفته ، حرکتهای بسوی ارتقا را رهبری نموده و در تمام مراحل عملیات بطور مستقیم درگیر باشد.
دکتر دمینگ نخستین آغازگر جدی و نظریه پرداز مدیریت نوین جهان بر اساس مشارکت تمامی کارکنان ،مدیران و مشتریان یک سازمان است که با مکتب جدید خود تحولی شگرف پدید آورده است . مشارکت وهمکاری وی با مدیران ژاپنی در توفیق آنها برای تولید یک کیفیت غبطهآور ، مورد تأیید و قبول صاحبنظرانجهان پیشرفته امروز است .
وی متولد سال ۱۹۰۰ در منطقه " آیووا " آمریکا است. دارای مدرک دکترا (PHD) دررشته فیزیک و ریاضی از دانشگاه ییل بوده و در امور کشاورزی ایالات متحده بعنوان فیزیکدان و ریاضیدانمشغول فعالیت شده بود. دمینگ تحت نظر آمارشناس برجستهٔ وقت ، فیشر ، در لندن مطالعه نموده وهمچنین تحـت تأثیـر کارهای والتـر شـوارت ، مبتـکر کنترل آماری فرایند در زمینه بکارگیری نمونهگیری وآمار قرار گرفت. سپس بعنوان استاد دانشگاه و متخصص آمار مشغول به کار شد . وی با انتشار مقاله " تئوریآماری خطاها " تلاشهای خود را در زمینه " کیفیت و فرایندهای کنترل " به جهان شناساند. دکتر دمینگ در اینمقاله عنوان داشت " کیفیت مربوط به میزان یکنواختی کالاها و خدمات است و وجـود نوسانات و انحراف ازمشخصههای تعیین شده منجر به کاهش کیفیت می گردد. دمینگ در ۲۰ دسامبر سال ۱۹۹۳ چشم از جهانفرو بست.بعد از جنگ جهانی دوم وی با سمت مشاور آمار به ژاپن سفر کرد و در آنجا با بعضی از اعضای اتحادیه مهندسان و دانشمندان ژاپن ملاقات کرد .
براساس نظر دمینگ ، از طریق نمودارهای کنترل فرایند می توان به میزان کیفیت کالاها و خدمات دست یافت. از این دیدگاه علت انحراف از کیفیت به دو دسته طبقهبندی می گردد:
۱ - مشکلات یا دلائل عام که ناشی ازمسئولیتهای مدیریت است و به هماهنگیهای کل عوامل درون سازمانی بستگی دارد.
۲ - مشکلات یادلائلخاص که ناشی از کارکرد یک دستگاه ، یک قسمت ، یک کارگر یا یک روش است.
با شناخت نوع مشکل از طریق بکارگیری سنجش فراورده ها و خدمات ارائه شده و تعیین حد کیفیت آنها میتوان نسبت به تغییر نتایج و حذف مشکل و تغییر روند موجود امیدوار بود.از این منظر ریشه همه مشکلاتدر مشکل نوع اول خلاصه می شود و مشکلات خاص خود زائیده مشکل عام ( مدیریتی ) می باشد. به عبارتیاز نظر دمینگ کیفیت را نباید در سالنهای خط تولید جستجو کرد، بلکه بهبود کیفیت ، کار مدیران و بویژهمدیران ارشد است .
علاوه بر مشکل درون سازمانی ، دمینگ از مشکل برون سازمانی یا خارج از نظام نیز یادمی کند. این مشکل زمانی بروز می کند که تولید کننده یا ارائه کننده خدمت بدون توجه به نیازهای مشتریان ومخاطبان فعالیت می نماید .
منافع بالقوه ناشی از کاربرد اصول کنترل آماری کیفیت ( که وی بطور ساده آن را دانش علل مشترک و علل ویژهتعریف کرده ) هر چند ممکن است در شکل اعداد و ارقام قابل توجه و بزرگ باشد ، ولی فقط قسمت بیرونی کوهیخ را نشان می دهد و قسمت عمده که زیر آب است ، مربوط به چیزهای دیگر می شود . وی تخمین زد که فقط۳ درصد از پیشرفتهای حاصل ، از این منابع ناشی می شود و ۹۷ درصد بقیه منافع از کاربرد همان نظریه ها وخلاصه مقالات اولین همایش ارتقای مستمر کیفیت در دانش ها برای کل سازمان ، به خصوص از طریق مدیریت بر افراد حاصل می گردد .
دمینگ در ژوئن ۱۹۵۰ دوباره به ژاپن بازگشت ، اما وی دیگر فقط آمار درس نمی داد بلکه آن طور که ازیادداشت های او مشخص است ، بیشتر اوقات ، کار آموزش کنترل کیفیت را به معاونان خود می سپرد و خود بهآموزش مفاهیم مهمی می پرداخت که از آن با نام نظریه سیستم و همکاری یاد کرده است . دمینگ در یکی ازسخنرانیهای خوداظهار داشت : نمودارهای کنترل جایگزین مغز نمی شوند . در نتیجه برخی از افراد ، آنچه را اودر ژاپن آموزش داد ، همان چیزی می دانند که امروزه TQM نامیده می شود .
دکتر دمینگ ژاپنی ها را تشویق کرد با نگرشی سیستماتیک به حل مسائل بپردازند .
نحوه این نگرش بعدها چرخه PDCA دمینگ شهرت یافت.اما او به احترام استاد خوددکتر والتر شوارت ، آن را چرخهٔ شوارت نامید .بعدها نیز واژهٔ check ( بررسی ) را با study( مطالعه )عوض کرد که معنی جامعتر و دقیقتری داشت . با این تعدیل چرخه دمینگ به چرخه PDSA مشهور شد.
وی معتقد است که باید TQM را در کل سازمان اجرا کرد . دکتر دمینگ برآوردن خواسته های مشتریان و فراتراز آن را ، وظیفهٔ هر یک از افراد سازمان می داند . او اظهار می دارد " چگونه ممکن است یک فروشنده بتواندنیازهای مشتری خود را درک کند ، غیر از آنکه فروشنده و مشتری با هم و بصورت شریک کار کنند و منافع شانهمسو باشد . برای دستیابی به چنین امری زمان لازم است ."
طرز تفکر دمینگ را در اواخر دهه ۸۰ می توان مدیریت به شیوهٔ همکاری مثبت نامید ، او از شرایط جدیدی(فرهنگ سازمانی ) صحبت می کند که دارای سه ویژگی زیر است :
● لذت در کار
● ابتکار
● همکاری
دمینگ شرایط جدید برنده - برنده را به جای من برنده - تو بازنده که در رقابت معمول است ، عنوان کرد .ضرورت همیاری و همکاری بعنوان جزء جدایی ناپذیر مدیریت یکی از پیامهای اصلی دمینگ به موسسات وبطور کلی به جامعه است ، و معتقد است که با همکاری و همیاری ، همگان برنده می شوند ، همه کارمندان ،همه مشتریان و همه مدیران .وی چنین سیستمی را برنده - برنده مینامد .
دکتر دمینگ در سال ۱۹۹۳ ، پیش از فوت ، تجارب ۷۰ ساله خود را خلاصه کرد و آن را سیستم دانش ژرفنامید .درگام آتی به تشریح ابعاد سیستم دانش ژرف و همچنین اصول چهارده گانه دمینگ می پردازیم...
كپی برداری از محتویات سایت تنها با ذكر منبع مجاز میباشد
All Rights Reserved 2007-2008 © by
www.mojtaba-parsa.ir
All Rights
Reserved 2007-2008 © by mojtaba parsa